تبلیغات
پایگاه اینترنتی نمـــــاز - داستان کوتاه نماز

درباره سایت

با سلام به تمام بازدید کنندگان
پایگـاه اینترنتـــی نمــــاز این وب
از سال 1392کـار خود را شروع
کرده و تا الان هنوز به کار خــود
به طـور دائـــم ادامه میـــدهد و
ادامــــه خواهــد داد تــا بتــــواند
بازدید کننــدگان خود را به نـمـاز
بیشـــتر آگاه کنـــد و مـنــم کـه
علیرضا جــهانی پسری18ساله
که در خراســــان جنــوبـــــــی
شهرســـــتان طبــس گـــلشن
روستــای فهالـنج زندگی میکنم
من خیلی به کــامپیوتر ، اینترنت
، وبلاگ ، وب سـایت ، فتوشاپ
و ....علاقه ی زیـــــــــادی دارم
امیـــــدوارم بتوانم رضـایت شما
را از این وب سایت جلب کنم

*******باتشکر*********

لطفا نظــــــــــــــر یادتون نره

بایگانی

نویسندگان

صفحات دیگر

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

داستان کوتاه نماز

چند رسانه ای آلبوم تصاویر نماز نماز های مستحبی



می خواست برگرده جبهه بهش گفتم:
پسرم! تو به اندازه ی سنّت خدمت کردی بذار اونایی برن جبهه که نرفته اند
چیزی نگفت و ساکت یه گوشه نشست…
… وقت نماز که شد ، جانمازم رو انداختم که نماز بخونم دیدم اومد و جانمازم رو جمع کرد...
خواستم بهش اعتراض کنم که گفت:
این همه بی نماز هست! اجازه بدید کمی هم بی نمازا ، نماز بخونند
دیگه حرفی برا گفتن نداشتم خیلی زیبا ، بجا و سنجیده جواب حرف بی منطقی من رو داد.

+ منبع : تا شهدا با شهدا



+ Source http://sajjadeh.blog.ir

نظرات

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.